X
تبلیغات
رایتل

یه روز خوب میاد ... شایدم اومده ...

شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:53 ب.ظ

 

این روزها آهنگ منصور (بری باخ)رو میذارم با صدای بلند و شروع میکنم به بالا پایین پریدن با این هیکل! که مثلا یعنی دارم ترکی میرقصم ...  

خیلی وقتا بابا باهام همراه میشه و از اون رقصای مخصوص خودش رو اجرا میکنه ... و مامان با چشای شاد دست میزنه و میخنده ....  

و بابا ... بابا این روزا خوبه ... یعنی احساس میکنم خیلی خوبه ... بهار که میشه همه چی خوب میشه حتی بابای افسرده ...  

میرقصیم و میخندیم و باهم دست میزنیم و گاهی اوقات جای رامین خیلی خالیه ... گاهی اوقات که نه ... بیشتر وقتا ...   

و میگذره این روزای پرتنش ...

و تنها چیزی که این وسط خیلی اذیت میکنه اینه که من از بچگی همیشه فک میکردم تو این آهنگ میگه بریبا(ترکی شده ی فریبا! ) اما حالا میبینم نه بابا میگه بری باخ و الان به شدت احساس افسردگی میکنم :دی ... سوختن ندارد همی ؟ :دی  

 

منصور - بری باخ  

 

داریوش + فرامرز اصلانی ـ آی عشق ....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo